خرید بک لینک

درباره سایت

107.

امکانات وب

می دانی هر روز هم که به خودم بگویم سعی کن آدم ها را قضاوت نکنی، باز هم یک جاهایی آدم ناچار می شود که قضاوتش را بکند. اصلا بعضی ها به دنیا آمده اند تا تو را در مقام قضاوت قرار دهند. چالش این روزهایم آدم هایی هستند که اینستاگرام را با شخصی ترین آلبوم خانوادگی شان اشتباه گرفته اند و از تک تک لحظات زندگیشان عکس می گذارند. فراتر از اینها، آدم هایی هستند که ماه به ماه بارداری تا لحظه پیش از زایمان و بعد از آن درست پس از زاییدن و پس از آن نیز از بزرگ شدن روز به روز توله هایشان عکس های رنگ و وارنگ منتشر می کنند و شیرین کاری های دقیقه ای و جشن تولدهای میلیونی شان را به اشتراک می گذارند. فراتر از اینها، آدمهایی هستند که از اتاق تحفه شان پیش از به دنیا آمدن عکس می گذارند که مارک سیسمونی را به رخ بکشند برای کودک معصومی که بی خبر می خواهد پا بگذارد توی این چنین دنیایی...

سوال اصلی این نیست که چرا من عکس های این آدم ها را دنبال می کنم، سوال اصلی این است که چرا آدم ها اینقدر نیاز به خود نمایی دارند؟ چرا اقلیت ثروتمند این چنین احمقند و اکثریت متوسط، اینچنین حسرت بر دل که کامنت های به به و چه چه و خوش به حالتان برای اینها می گذارند.

پ.ن1: دنبال کردن این آدمها برای من دو تا دلیل اصلی دارد یکی اینکه از هر چی بگذریم، من یک جامعه شناس و نیمچه روانشناس هستم و درک دنیای آدم ها و تحلیل شان برایم جذابیت فوق العاده ای دارد. دیگر اینکه به دکوراسیون داخلی عشق می ورزم و ترکیب رنگ ها، چیدمان وسایل و ایده های ناب، لذت بخش است برایم. دلیل سوم هم که دلیل پنهانی است، بی خوابی شب هاست که باعث می شود بخواهم ذهنم را اینجوری از اشتغالات روزمره ام رها کنم بلکه خواب تشریف فرما شوند.

پ.ن2: قضاوت کردن تک تک آدم ها شاید کار خوبی نباشد اما به زعم من، قضاوت یک جامعه و یک موج فرو رونده، یک حرکت مثبت تلقی می شود. باید ریشه این رفتارها را شناخت.

پ.ن3: اگر اینجا را خواندید، شناس یا ناشناس، دوست دارم نظر شما را هم بدانم :)

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 18:32

صفحه بندی